ه‍.ش. ۱۳۸۹ مهر ۱۱, یکشنبه

کارهای علمی دانشجویان دکتر رحیم احمدی

بیماریهای روحی – روانی

موضوع تحقیق :
بررسی اختلالات شایع روانی
محقق :
لیلا نظرخانی 0 آذرپرنلو
استاد:
جناب آقای احمدی


بیماریهای روانی که ارمغان عصر جدید و فناوری است در سالهای اخیر شیوع بالایی داشته و با زرشد فناوری بر تعداد این گونه بیماریها نیز افزوده شده است . بیماریهای روحی و روانی در جوامع غربی به دلایل گوناگون فکری ، ارتبای و ... با زندگی مدرن عجین شده و بنیانهای اجتماعی و خانوادگی را متزلزل کرده است .
در سال 1999 سازمان بهداشت جهانی اعلام کرد بیماریهای روانی به عنوان چهارمین عامل مرگ انسانها محسوب می شوند و تا سال 2020 یعنی حدود یک دهه دیگر ، این بیماریها رتبه دوم را در مرگ و میر افراد دارند . همچنین این سازمان اعلام کرد شیوع بیماریهای روانی در کشورهای ثروتمند و توسعه یافته به مراتب بیشتر است ، هم اکنون حدود 24 میلیون نفر در جهان مبتلا به بیماریهای حاد روانی هستند که البته سالانه حدود 6/4 میلیون نفر نیز به این افراد افزوده می شوند . بررسی ها نشان می دهد مهاجرت ، بیکاری و عدم امنیت اجتماعی از جمله عوامل تشدید کننده بیماریهای روانی هستند .
کودکانی که در زمان جنینی تحت فشارهای روحی ناشی از ارتباطات نامناسب خانوادگی ، فقر و فشارهای اجتماعی بر مادر بوده اند و پس از تولد نیز به دلیل مشکلات زیاد خانواده زمانهای زیادی تنها می مانند یا در صورت حضور والدین نیز از محیطی توام با آرامش و محبت محروم هستند بدیهی است بیستر دچار این گونه بیماریها می شوند .
کشورهای که دارای بالاترین آمار بیماریهای روانی هستند شامل آمریکا ، انگلستان ، آلمان ، چین ، کوبا ، و پرو است و از نظر پراکندگی نیز در آمریکای لاتین ، جنوب آفریقا و جنوب شرق آسیا دارای بیشترین آمار هستند . در سال 2003 از هر 50نفر آمریکایی یک نفر جزو بیماران روانی شناخته شد در حالی که این رقم در سال 1987 یک نفر در بین 75نفر در سال 1955 یک نفر در هر 300 نفر و در سال 1903 یک نفر از هر 500 نفر بوده است .
چندین میلیون نفر بیمار روانی در هند وجود دارد که بسیاری از آنها تحت نظر هیچ مرکز درمانی خاصی نبوده و با کارهایی مانند واکس زدن کفش و فروش سیگار زندگی می کنند . در این کشور اعتقاد عامه مردم بر این است که بیماریهای روحی و روانی ناشی از حلول روح منفی در این افراد است و عموماً سعی در توجیه ماورایی و ارواح ناسالم این افراد دارند و از نظر علمی به آنها مانند بیمار نگاه نمی شود .
برخی افراد نیز سعی می کنند با خارج کردن ارواح خاص از بدن این افراد به آنها کمک کنند و به عقیده خودشان با درمانهای غیبی به آنها کمک کنند که بدیهی است در بسیاری از موارد کارآمد نیستند .
متاسفانه این تصور غلط در بسیاری از کشورها وجود دارد که بیماران روحی وروانی برخلاف بیماریهای جسمی موجب آسیب های عضوی جدی نمی شود . همین مساله از جمله عوامل بی توجهی خانواده ها به رسیدگی و انجام اقدامات لازم و بموقع به این گونه افراد است . در عین حال وقتی فرد تعادل روحی و روانی ندارد ، اعضای خانواده نیز نگران امنیت جانی و مالی خود هستند و با این تفکر که بسیاری از این بیماریهای حاد به طور قطعی قابل درمان نیستند و در صورت درمان نیز مقطعی جواب می دهند و امکان عود مجدد آنها وجود دارد ، اطرافیان و خانواده در صورتی که منابع مالی کافی نداشته باشند نمی توانند کمک چندانی به انها بکند . البته این گونه بیماران در بسیاری از موارد تقصیری ندارند و در مواردی پس از ابتلا به بیماریهای روانی نیز مورد سوء استفاده های جسمی و مالی قرار می گیرند . اما شاید با توجه به علل این گونه بیماریها با اقدامات مناسب بتوان تا حدی از آنها پیشگیری کرد ، از جمله این علل در جامعه می توان به موارد زیر اشاره کرد :
 کاهش ارتباطات اجتماعی
 فقدان معنا و استقلال
 مصرف زدگی افراطی
 کمرنگ شدن نقش خانواده
وقتی بیماران روانی از نظر خانوادگی و مالی تامین نشوند طبیعی است که به خیابانها می آیند طبق آمار سازمان جهانی بهداشت در سال 2007 ، 25% جوامع با بیماریهای روحی – روانی دست به گریبانند . در حال حاضر در بانک اطلاعات مرتبط با بیماران روانی سازمان بهزیستی کشور 101 هزار بیمار روانی مزمن شناسایی شده است که از این تعداد 67% مرد و 33% زن هستند .
در حال حاضر روانپزشکان عقیده دارند که پنج بیماری قلبی عروقی ، ریوی مزمن ، دیابت ، افسردگی و بیماری سرطان باعث مرگ و میرهای رخ داده در دنیاست که در این میان بیماری افسردگی 60% مرگ و میرهای دنیا را به خود اختصاص داده است که مطابق با این آمار ، افسردگی چهارمین عامل سالهای از دست رفته به دلیل ناتوانی بوده که به زودی در دنیا دومین علت محسوب می شود . در کشور ما نیز اولین علت سالیان از دست رفته عمر به علت ناتوانی است .
در پژوهشی که برای نخستین بار جهت تعیین با بیماریها در ایران در دبیرخانه تحقیقات کاربردی معاونت سلامت با کمک سایر بخش های این معاونت از جمله اداره سلامت روان و گروه پژوهشگران بدون مرز از سال 1381 تا سال 1383 انجام شد ، با بیماریها در سه استان بوشهر ، چهارمحال و بختیاری و آذربایجان شرقی مورد بررسی قرار گرفت و براساس نتایج این پژوهش با بیماریهای روانی پس از حوادث غیر عمومی به طور مشترک با بیماریهای قلبی عروقی ، رتبه دوم را به خود اختصاص داده است . به این ترتیب که 28% بار بیماریها متعلق به حوادث غیر عمومی ، 14% متعلق به بیماریهای روانی بوده است .
براساس پژوهشی که در سال 1378 جهت بررسی وضعیت سلامت روان افراد 15سال و بلاتر در کشور با حجم نمونه بالا 35014 نفر انجام گرفت ، شیوع اختلالهای روانی در جمعیت بالای 15 سال کشور 21/3 % در مناطق روستایی و 9/20% در مناطق شهری برآورد شد که در این میان اختلالهای افسردگی و اضطرابی بیشترین شیوع را داشته م میزان شیوع اختلالهای روانپریشی (سایکوز) که فرم بسیار شدیدتر اختلالهای روانی می باشد 6% بوده است . حتی پس از کنترل عوامل مخدوش کننده در افراد متاهل ، جداشده یا طلاق گرفته بیماری شایعتر از افراد مجرد بوده است . همچنین در افراد بیکار یا بازنشسته شیوع اختلالهای روانپزشکی بیشتر بوده است .
در این میان مرجعه به سرویس های خدماتی بهداشت و درمان به دلیل اختلالهای روانی به دلایلی بسیار کمتر از بیماریهای جسمی انجام می شود که یکی از این دلایل انگ بیماری روانی و دیگری ماهیت این اختلالها ، باورهای سنتی و عدم دسترسی به این خدمات می باشد .
پژوهش ها در مورد مسیر مراجعه بیماران روانی به بیمارستان تخصصی نشان می دهد 84/3% افراد مورد بررسی در نخستین اقدام برای درمان بیماری خود به پزشکان و مراکز درمانی و 14/5% به درمانگران سنتی و درمانهای جایگزین مراجعه کرده بودند و 42/5% کل افراد در طول مدت بیماری خود مرجعه به دعانویس داشتند .
بیماریها روانی قربانیان خود را انتخاب نمی کنند و در هر گروه سنی بیمار روانی وجود دارد به طوری که رشته ای تحت عنوان فوق تخصص بیماریهای اطفال وجود دارد . بیماریهای روانی در بین سالمندان ، زنان در سن باروری و معلولان وجود دارد که اگر به بحرانهای آنها در هر گروه سنی پاسخ مثبت داده نشود این مشکل رخ می دهد . در واقع مشکلات روحی و روانی تبعات جدی برای مسائل اقتصادی و اجتماعی جامعه می گذارد و فرد بیمار و خانواده وی از چرخه تولید و اقتصاد خارج می شوند .
روانپزشکان عقیده دارند که این یک جاده دو طرفه است بین سلامت جسمی و روحی به عنوان مثال بیماران مزمن جسمی در معرض انواع بیمارهای روحی قرار دارند اما متاسفانه سیاستگذاریهای اعمال شده به مقوله سلامت روان اهمیت زیادی داده نمی شود .
در بسیاری از کشورهای پیشرفته دنیا 35 تا 45 درصد غیبت از محل کار به دلیل مشکلات بهداشت روانی است . به طور متوسط تعداد روزهای از دست رفته کاری که به بیماریهای روانی نسبت داده می شود 6 روز در ماه در هر100 کارگر و تعداد روزهای کم کاری 31 روز در ماه در 100 کارگر است .
در ایران نیز براساس گزارش سازمان تامی اجتماعی در مورد از کارافتادگی ها ، بیشترین میزان از کارافتادگی مربوط به کمیسیون اعصاب و روان است که به تنهایی 32% کل افراد از کار افتاده را به خود اختصاص داده است .
بررسی مراجعه کنندگان به کمیسیون اعصاب و روان سازمان تامین اجتماعی شهر تهران نشان داد که اختلالهای روانپزشکی به طور معناداری بیش از اختلالهای عصب شناختی منجر به از کار افتادگی و استراحت پزشکی می شوند به طوری که اختلالهای روانی مسئول 56/9% موارد از کار افتادگی . 83/5 درصد کل مراجعان استراحت پزشکی است .
پژوهشی دیگر نیز در ایران به منظور شناسایی مسیر مراجعه بیماران روانی برای دسترسی به خدمات روانپزشکی ، میزان مراجعه آنها به پزشکان عمومی ، مرکز درمانی و درمانگران سنتی ، استفاده از داروهای گیاهی و چگونگی ارجاع آنها به مراکز روان پزشکی انجام شد نتایج این تحقیق نشان داد نزدیک به نیمی از مراجعه کنندگان به مراکز مورد بررسی توسط بستگان ، دوستان و آشنایان به این مراکز معرفی شده اند و 85/9% از جمعیت نمونه در نخستین اقدام برای درمان بیماری فعلی خود به پزشکان و مراکز درمانی و 14/1% به درمانگران سنتی مراجعه کرده اند ، اما 36/1% از کل افراد در طول مدتی که این ناراحتی دا داشتند افزون بر پزشکان مرکز روانپزشکی به درمانگران سنتی نیز مراجعه کرده اند .
پاره ای از بیماریهای روانی عبارتند از :
اسکیزوفرنی – ناهنجاری دوقطبی – افسردگی بالینی – ناهنجاری در عمل بلع – جنون – افسردگی پس از زایمان – اضطراب و ...
بیماریهای خلقی :
خاق همان حالت هیجانی پایدار یک فرد است که گاهی به طور طبیعی در طیفی از شادی و غم در نوسان است . مردمان گرفتار اختلالهای هیجانی به شدت افسرده هستند یا دچار شیدایی ( سرخوشی افسار گسیخته ) هستند و یا ممکن است مدتی افسرده و مدتی شیدا باشند . دسته های اختلال هیجان و خلق به شرح زیر است :
اختلالهای افسردگی ، اختلالهای دوقطبی
بیماری های اضطرابی :
اضطراب در بعضی شرایط و مواقع امری طبیعی است اما اگر به صورت احساس فراگیری از نگرانی یا وحشت درآید بیماری تلقی می گردد .
اختلالات شایع روانی
مفهوم اختلال روانی مثل بسیاری از مفاهیم در طب و علوم دیگر فاقد تعریف علمی ثابتی که پوشاننده همه موفقیتها باشد بوده است . قابل قبولترین تعریف اختلالهای روانی را به صورت زیر توصیف می کنند « هریک از اختلالهای روانی به صورت یک سندرم یا الگوی رفتاری یا روانشناختی مهم بالینی تصور شده است که در یک فرد روی می دهد و با ناراحتی یا ناتوانی یا با افزایش قابل ملاحظه خطر مرگ ، درد ، ناراحتی و ناتوانی یا فقدان مهم آزادی همراه است . به علاوه این سندرم یا الگو نباید صرفاً یک پاسخ قابل انتظار و تایید شده فرهنگی در مقابل رویدادی خاص مثلاً مرگ یک شخص مورد علاقه باشد . علت اصلی هر چه باشد فعلاً باید آنرا تظاهر یک اختلال کارکردی زیست شناختی رفتاری یا روانشناسی در فرد تلقی نمود .
از آنجا که اختلال روانی غالبا غیر عادی ، عجیب یا آزار دهنده است نگاهها را به خود جلب می کند . واکنشهای متفاوتی در مقابل بروز آن ممکن است دیده شود .
این واکنش می نواند به صورت خشم ، تنفر و اکراه ، ترس سردرگمی همراه باشد . برخی از اختلالات به راحتی در زندگی شغلی و اجتماعی فرد تاثیر گذاشته و عمدتاً عملکرد او را مختل می سازد .
طبقه بندی اختلالات روانی :
DSMIV (راهنمایی تشخیصی و آماری اختلالات روانی ) این اختلالات را به شرح زیر طبقه بندی می کند :
 عقب ماندگی ذهنی
 اختلالات یادگیری ( اختلال خواندن ، ریاضیات ، بیان کتبی)
 اختلالات نافذ مربوط به رشد (اختلال اوتیسیک،رت)
 اختلالات کمبود توجه
 اختلالات تغذیه ای و خوردن شیرخوارگی و اوان کودکی ( هرزه خواری)
 اختلال تیک ( تیک حرکتی یا صوتی نزمن ، گدازه )
 اختلالات ارتباطی (لکنت زبان)
 اختلالات دفعی (بی اختیاری ادراری و مدفوع)
 سایر اختلالات دوره شیرخوارگی ، کودکی و نوجوانی
 اختلالات نسیانی ، دلیریوم و دمانس
 اختلالات مربوط به مصرف مواد
 اسکیزوفرنی و سایر اختلالات سایکوتیک
 اختلالات خلقی ( افسردگی اساسی )
 اختلالات اضطرابی ( اختلال هراس ، وسواسی )
 اختلالات شبه جسمی ( خود بیمار انگاری )
 اختلالات ساختگی
 اختلالات تجزیه ای
 اختلالات هویت جنسی و جنسیتی
 اختلالات خواب
 اختلالات کنترل تکانه
 اختلال انطباقی
 اختلال شخصیت
سبب شناسی اختلالات روانی :
در برسی علل مربوط به بروز اختلالات روانی از دیدگاههای مختلف به این مساله پرداخته شده است .
دیدگاه زیست شناختی :
این دیدگاه آشفتگیهای بدنی را علت اختلال روانی می داند . بی نظمی در ژنها ممکن است سبب ساز بعضی رفتارهای غیر انطباقی باشد . دیگر تعیین کننده زیست شناختی رفتار ، مغز و دستگاه عصبی است . آشفتگی در بخشهای معینی از مغز می تواند اختلالات روانی را موجب شود . دستگاه غدد و عملکرد آنها نیز می تواند در بروز این دسته از اختلالات سهیم باشد .
دیدگاه روانکاوی :
این دیدگاه که افکار و هیجانات را علل مهم رفتار می دانند درسبب شناسی اختلالات روانی به شناسایی افکار و هیجانات ناآشکار که مسبب اساسی اختلالات هستند تاکید می کند . از این دیدگاه پنج سال اول زندگی از لحاظ رشد سالم شخصیت یا بروز اختلالات حائز اهمیت است .
دیدگاه یادگیری :
این دیدگاه براهمیت یادگیری تاکید دارد معتقد است اختلالات روانی با پیوندهای یادگیری قابل توضیح هستند در این دیدگاه سرمشق گیری ، تقویت کننده های مثبت و منفی و شرطی سازیها در بروز رفتارهای غیر عادی مورد استفاده قرار می گیردند .
دیدگاه شناختی :
تمرکز دیدگاه شناختی بر شناخت فرد از محیط پیرامون خود متکی است . از این دیدگاه ناتوانی فرد در تشکیل شناختها و طرحواره های مناسب از ارتباط با محیط مشکلاتی را برای او بوجود می آورد از دیگر دیدگاههای رایج دیدگاههای انسان گرایی ، هستی گرایی و دیدگاه اجتماعی است . درمان این دسته اختلالات به دوشیوه کلی دارو درمانی و روان درمانی تقسیم بندی می شود . دارو درمانی توسط روانپزشک و روان درمانی توسط روانشناس صورت می گیرد .
دیدگاه روانشناس در سبب شناسی اختلالات روانی رویکرد درمانی او را تعیین خواهد کرد . با اینحال امروزه بندرت یک روانشناس خود را مقید به یک دیدگاه خاص می کند و معمولاً از ترکیبی از این دیدگاهها استفاده می کند .
اختلالهای افسردگی :
اکثر مردم گاهی وقتها احساس غم و رخوت می کنند و به هیچ کار و فعالیتی رغبت ندارند حتی به فعالیت های اذت بخش . بروز نشانه های خفیف افسردگی در واقع پاسخ طبیعی آدمی به فشارهای متعدد زندگی است . افسردگی تنها زمانی نابهنجار است که در عملکرد بهنجار اخلال کند و هفته ها بدون وقفه ادامه یابد .
در افسردگی چهار دسته نشانه های هیجانی ، شناختی ، انگیزشی و جسمانی مطرح می شود .




خلق افسرده ، از دست دادن انرژی و علاقه ، احساس گناه ، کاهش تمرکز ، از دست دادن اشتها ، افکار خودکشی یا مرگ و مشکلات خواب و ... از علائم آن است که خود به چند دسته اختلال افسردگی اساسی ، افسردگی فصلی ، افسردگی اتیپیک یا غیر نرمال ، افسردگی مضاعف ، اختلال افسرده خویی و ... تقسیم می شود .
احساس غم و افسردگی در زندگی شایع است به ویژه پس از تجربه شکست و ناملایمات اما اختلال افسردگی وقتی تشخیص گذاشته می شود که سمپتومها به یک آستانه مشخصی برسند و حداقل دو هفته ادامه یابند .
شدت افسردگی از خفیف تا بسیار شدید متغیر است . افسردگی اغلب دوره ای می باشد اما می تواند راجعه یا مزمن نیز باشد افسردگی در زنان شایعتر از مردان است . طبق برآورد شیوع نقطه ای اپیزودهای افسردگی تک قطبی 1/9% برای مردان و 3/2% برای زنان می باشد .5/8% مردان و 9/5% زنان در یک دوره 12 ماهه یک اپیزود افسردگی را تجربه خواهند کرد . این میزان شیوع در جمعیت های مختلف فرق می کند و می تواند در برخی جمعیت ها بالاتر باشد .
تحلیل ها همچنین نشان داد که اختلالهای افسردگی تک قطبی بار زیادی روی جامعه تحمیل می کند و به طور کلی چهارمین علت بار ناشی از بیماریها می باشد و مسئول 4/4% از کل سالهای زندگی تعدیل شده و اولین علت سالهای زندگی سپری شده یا ناتوانی با ختصاص 11/9% از کل به خود می باشد .
چنانچه همین روند دموگرافیک و اپیدمیواوژیک تا سال 2020 ادامه یابد با افسردگی تا 5/7% کل بار بیماریها در جهان افزایش می یابد و رتبه دوم را پس از بیماریهای ایسکمیک قلبی در هر دو جنس ، کسب می کند . در مناطق توسعه یافته ، افسردگی بالاترین رده را در جدول با بیماریها به خود اختصاص خواهد داد .
افراد در هر سنی ممکن است به افسردگی مبتلا شوند اما بروز آن در سالهای میانی زندگی بیشتر است هر چند شناسایی افسردگی در دوره نوجوانی و جوانی افزایش یافته است .
میزان عود برای افرادی که از اولین اپیزود بهبود حاصل می کنند حدود 35% طی 2 سال حدود 60% طی 12سال است . میزان عود در افراد بالای 45 سال بیشتر است . یکی از پیامدهای تاسف بار افسردگی ، خودکشی می باشد . حدود 15 تا 20 % از بیماران افسرده با خودکشی به زندگی خود خاتمه می دهند . خودکشی یکی از پیامدهای شایع و قابل پیشگیری افسردگی است . شواهدی وجود دارد مبنی بر این که آموزش پزشکان عمومی در مورد تشخیص خطر خودکشی میزان خودکشی را کاهش می دهد .
باید توجه داشت که اختلال دو قطبی نیز دوره هایی از افسردگی وجود دارد که طی دوره تشخیص آن از افسردگی تک قطبی کار ساده ای نمی باشد ، اما با گرفتن شرح حال دقیق از بیمار دوقطبی 1 یا 2 برد . افتراق دو نوع افسردگی مذکور بسیار مهم است چرا که درمان دارویی متفاوتی دارند .
به طور خلاصه می توان گفت افسردگی یک اختلال روانی شایع است که بار بالایی دارد و انتظار می رود در 20 سال آینده روندی صعودی داشته باشد .
براساس پزوهشی روع شیوع اختلالهای روان شناختی در سیستم مراقبت های بهداشتی اولیه مشخص شد که اختلالهای در مراکز درمانی عمومی با میانگین 24% شایع می باشند و اختلالهای افسردگی و اضطرابی سوماتوفرم ، نورآستنی و سوء مصرف الکل بیشترین شیوع را دارند .9% بیماران شرایط زیر آستانه دارند که معیارهای تشخیصی را کامل نمی کند اما سمپتومهای بالینی دارند و عمل کردشان مختل می باشد .
شایعترین ه ابتلاییهای همراهی افسردگی و اضطراب می باشد . در بیماران بستری در بیمارستان نیز شیوع اختلالهای روانی بالا است به طوری که در دانمارک شیوع این اختلالها در بیماران بستری در بخش داخلی 38/7% بوده که در بیماران جوان بیشتر بوده است .
بیشترین تشخیص ها اختلالهای سوماتوفرم ، سوء مصرف مواد ، فوبی و افسردگی بودند . با این وجود در خواست مشاوره روانپزشکی بسیار کم بود و درصد بسیار ناچیزی تحت مراقبت های بهداشت روان قرار می گرفتند .
با وجود استفاده از مقیاسهای متفاوت اندازه گیری ناتوانی در مطالعات مختلف همه نشان داده اند که افراد مبتلا به افسردگی و اضطراب عمل کرد جسمی و شغلی مختل ، روزهای بستری در بستر بیشتر به علت بیماری ، روزهای از دست رفته بیشتر و استفاده بیشتر از سرویسهای درمانی دارند .
ناتوانی به علت افسردگی و اضطراب به اندازه دیگر بیماریهای جسمی و شایع مثل افزایش فشار خون ، دیابت و آتریت می باشد . همراهی افسردگی با اضطراب یا بیماریهای جسمی ، ناتوانی مبتلایان را افزایش می دهد . شناسایی و درمان از بار افسردگی درمان نشده بر روی فرد ، جامعه و سرویسهای بهداشتی می کاهد .
اختلالهای روانی بیماریهای مزمن مثل سرطان ها ، بیماریهای قلبی – عروقی ، دیابت و ایدز را تحت تاثیر قرار می دهند و خود نیز از آنها تاثیر می پذیرند . بدون درمان مناسب این اختلال های رفتارهای ناسالم عدم رعایت مناسب رژیم درمانی و کاهش عمل کرد سیستم ایمنی موجب پروگنوز وخیم می شود .
سدهای درمانی موثر بیماریهای روانی عبارتند از : عدم شناخت شدت و جدی بودن بیماری و فقدان درک در مورد سودمندی درمانهای موجود .
علائم افسردگی :
 خلق افسرده یا لذت نبردن و بی علاقگی نسبت به همه یا اغلب فعالیتها از علائم کلیدی افسردگی هستند اما باید توجه داشت که حدود 50% بیماران احساس افسردگی را انکار می کنند و خانواده یا همراهان به دلیل گوشه گیری و کاهش عملکرد و فعالیت ، آنها را برای درمان می آورند یا وادار به مراجعه می کنند .
 اختلالهای خواب به صورت بی خوابی یا پرخوابی : حدود 80% بیماران از مشکلات خواب شکایت دارند که به ویژه بی خوابی انتهایی یا زود بیدار شدن های مکرر در طول شب با اشتغال ذهنی به مشکلات های خود نیز شایع است .
 بیقراری یا کندی روانی حرکتی
 احساس خستگی یا بی انرژی بودن که از شکایات بسیار شایع می باشد در حدود 97% بیماران دچار این مشکل هستند .
 تغییر اشتها به صورت بی اشتهایی یا پراشتهایی
 احساس بی ارزشی یا احساس گناه نامتناسب
 مشکل در تمرکز
 افکار در خصوص مرگ ، افکار خودکشی
 تحریک پذیری و بی تحملی
 دردهای جسمانی
نکته بسیار مهم آنکه علایم فوق در بیمار موجب رنج قابل ملاحظه ای می شوند و یا عمل کرد شغلی ، اجتماعی یا سایر حیطه های مهم عمل کرد بیمار دچار اخلال می شود برای تشخیص افسردگی عمده علایم مربوطه حداقل باید 2 هفته وجود داشته باشند .
سایر علایم نباتی اختلال افسردگی عبارتند از : قاعدگی نامنظم و کاهش علاقه و عمل کرد جنسی به طوری که گاه مشکلات جنسی به علت افسردگی می باشند و بالینگربا عدم تشخیص صحیح ممکن است بیمار را به اشتباه ارجاع دهد .
90% بیماران افسرده اضطراب نیز دارند . اضطراب ( به ویژه حملات هراس) ، سوء مصرف الکل ، شکایات جسمانی مثل یبوست و سردرد درمان افسردگی را پیچیده می کنند . انواعی از از اختلال افسرگی هستند که از نظر تعداد علایم افسردگی یا طول مدت با افسردگی عمده تفاوت دارند .
در اختلال افسردگی جزئی طول مدت علائم افسردگی مانند افسردگی عمده حداقل دو هفته می باشد اما تعداد علائم کمتر از تعداد لازم برای تشخیص اختلال افسردگی عمده می باشد . در اختلال افسردگی کوتاه طول مدت اختلال کوتاه تر و از دو روز تا حداکثر دو هفته می باشد . این دوره های افسردگی حداقل ماهی یک بار و برای 12 ماه بدون ارتباط با سیکلهای قاعدگی تکرار می شوند . دوره های افسردگی هم در اختلال افسردگی عمده و هم در اختلال دو قطبی 1 و 2 رخ می دهند .
تفاوتهای بارز و معتبری از نظر نشانه شناسی بین دوره های افسردگی اختلال افسردگی عمده و دو قطبی تاکنون مشخص نشده است . در بررسی بالینی تنها شرح حال بیمار ، سابقه خانوادگی و سیر آتی اختلال می تواند بین این دو وضعیت افتراق بگذارد . یعنی اگر بیمار سابقه خانوادگی از بیماری دو قطبی 1 داشته باشد علایم افسردگی او از نوع آتیپیک یعنی همراه با پرخوابی ، پراشتهایی و افزایش میل جنسی باشد .
افسردگی در کودکان و نوجوانان :
در کودکان ترس از مدرسه و چسبندگی زیاد یه والدین می تواند از علائم افسردگی باشد . در سنین قبل از بلوغ دوره ی افسردگی عمده می تواند با شکایات جسمانی ، بی قراری روانی حرکتی و توهمات مطابق با خلق تظاهر پیدا کند .
در نوجوانان عمل کرد تحصیل ضعیف ، سوء مصرف مواد ، رفتارهای ضد اجتماعی ف بی بند و باری جنسی و فرار از مدرسه می توانند از علائم افسردگی باشند در کودکان و نوجوانان خلق می تواند به جای افسرده تحریک پذیر باشد .
افسردگی در سالمندان :
افسردگی در افراد مسن بسیار شایع تر از جمعیت عمومی می باشد میزان شیوع آن در مطالعات مختلف 25% تا 50% متفاوت است هر چند درصدی که اختلال افسردگی عمده می باشد نامشخص است .
افسردگی در سالمندان با عوامل زیر مرتبط است :
 وضعیت اقتصادی
 از دست دادن همسر
 بیماری جسمی همزمان
 انزوای اجتماعی
مطالعات نشان می دهند که افسردگی در سالمندان کمتر از واقع تشخیص داده می شود و کمتر درمان می شود به ویژه توسط پزشکان عمومی ممکن است علت این ضعف تشخیصی ابراز بیشتر افسردگی با شکایات جسمانی در سالمندان باشد .
شدت بیماری افسردگی :
اختلال افسردگی عمده از نظر شدت به سه دسته تقسیم می شود :
1) خفیف :
حداقل علائم از نظر تعداد برای تشخیص اختلال وجود دارند و علائم منجر به اختلال عملکرد خفیفی در محل کار ، فعالیت های اجتماعی و ارتباطی می شوند .
2) متوسط :
تعداد علائم و اختلال عملکرد بین خفیف و شدید است .
3) شدید :
ممکن است با یا بدون علائم روان پریشانه باشد .
شدید بدون علائم رواپریشانه :
علائم از حداقل لازم برای تشخیص گذاری وجود دارند و علائم تداخل قابل ملاحظه ای در عمل کرد شغلی یا فعالیت های اجتماعی یا ارتباطی روزمره ایجاد می کند .
شدید با علائم روانپریشانه :
توهم یا هذیانها وجود دارند .
خودکشی :
خودکشی فاجعه بارترین نتیجه افسردگی است . زنان حدود سه برابر مردان دست به خودکشی می زنند اما مردها بیش از زنها بر اثر خود کشی می میرند . اینکه تعداد بیشتری مرد بر اثر خودکشی می میرند به روش خودکشی آنان مربوط است . زنها شیوه های کتر مهلکی از قبیل بریدن مچ دست در پیش می گیرند در حالی که مردان از شیوه های اسلحه و دار زدن و غیره استفاده می کنند .
دانشجویان دو برابر همسن و سالهای غیر دانشجوی خودشان خودکشی می کنند . حدود 2/3 بیماران افسرده به خودکشی فکر می کنند و 10 تا 15% خودکشی می کنند . برای مواردی که اقدام به مرگ منجر نمی شود اصطلاح فراخودکشی پیشنهاد شده است . بیمارانی که به دلیل افکار خودکشی یا اقدام به خودکشی بستری شده اند ریسک بالایی برای خودکشی موفق در طول عمر خود در مقایسه با بیمارانی که بستری نشده اند دارند .
مهمترین ریسک فاکتورهای اقدام به خودکشی میزان افسردگی بیمار و وجود نقشه مشخصی برای خودکشی است .
از دیگر عوامل مهم پیش بینی کننده عبارتند از : آسیب زدن به خود با سابقه آن ، نا امیدی ، علائم روانپریشی ، سابقه خانوادگی خودکشی در بستگان درجه اول ، سوگ ، جنس مرد ، تنها زندگی کردن ، بیماری جسمی ، در هر حال غالب کسانی که اقدام به خودکشی می کنند دستخوش آشفتگی و استرس شدیدی هستند که نمی توانند درست بیاندیشند . در واقع خودشان هم نمی دانند که می خواهند بمیرند یا زندگی کنند معمولاً به هر دو سو گرایش دارند و گاهی یکی بر دیگری می چربد .
اختلالهای اضطرابی :
آدمی غالباً در روبرو شد با موقعیت های تهدید آمیز یا تنش زا احساس اضطراب و تنش می کند و اینگونه احساسات واکنشهایی بهنجار در برابر فشار روانی به شمار می آید . اضطراب فقط هنگامی نابهنجار است که در برابرر موقعیت هایی روی دهد که اکثر مردم آنها را به راحتی حل و فصل می کنند .
اختلالهای اضطرابی گروهی از اختلالها را در بر می گیرد که در آنها اضطراب یا نشانه ی اصلی اختلال است ( اضطراب فراگیر ، وحشتزدگی ) یا اینکه وقتی شخص تلاش دارد رفتارهای غیر انطباقی معینی را کنترل کند ( هراس ، وسواس فکری – عملی ) گرفتار آن می شود اختلالهای اضطراب دارای چهار دسته نشانه است :
 نشانه های فیزیواوژیایی یا جسمانی ( تپش قلب )
 نشانه های شناختی مربوط به اضطراب
 نشانه های رفتاری اضطراب
 نشانه های هیجانی اضطراب
اضطراب فراگیر :
شخص پیوسته احساس ترس و تنش دارد ، شایعترین نشانه های جسمانی در این اختلال این است که شخص نمی تواند احساس آرامش کند .
شب ادراری و مکیدن انگشت کودکان :
شب اداری ، ناخن جویدن و مکیدن انگشت را از شایعترین بیماریهای روانی در کودکان به شمار می آورند . لکنت زبان ، بیش فعالی و افسردگی از دیگر بیماریهای روانی در کودکان است که آنها شیوع کمتری دارند . زمانی که کودک نتواند نیازهای اولیه خود را به زبان بیاورد از خود اختلالات رفتاری بروز می دهد و چون منشاء اصلی این اختلالات خانواده و چگونگی رفتار آنها با کودک است والدین باید توجه داشته باشند که در چه موقعیتهایی کودک این رفتار ها را از خود نشان می دهد و درصدد رفع آن برآیند .
منشاء بیمارهای روانی عوامل زیستی – بیولوژیک ، عوامل روانی و عوامل اجتماعی است و دارو آخرین راهکار روانپزشک است و درمان این بیماریها بیشتر به صورت رفتار درمانی است ولی در درمان بیمارهای روانی که منشاء بیولوژیک دارند استفاده از دارو موثرتر است .
ناخن جویدن وسیله ای است که کودک برای پایین آوردن فشار درونی خود به کار می برد و با انگشت مکیدن متفوت است در افراد مختلف هم فرق دارد .
بیماریهای روانی از سن 6 ماههگی در کودکان شروع می شود با عوارضی همچون بیماریهای قلبی ، گوارشی و تنفسی همراه است . 16% کودکانی که به متخصص کودکان مراجعه می کنند از بیماریهای روانی رنج می برند همچنین بیماریهای روانی باعث می شود که کودک احساس تنهایی کند و از حضور یافتن در جمع خودداری کند و منزوی شود .
اختلال دو قطبی :
عنوان تشخیصی اختلال دو قطبی یا شیدا- افسردگی است . همچنان که از اسم آنها پیداست دارای دو حالت است در این نوع اختلال شخص بین دوره هایی از افسردگی و سرخوشی شدید نوسان می کند در بعضی بیماران بین دو دوره شیدایی و افسردگی فقط یک دوره کوتاه بهنجاری دیده می شود .
رفتار کسانی که در دوره شیدایی هستند به ظاهر خلاف رفتار افسرده ها به نظر می رسد شخص در دوره های خفیف شیدایی پرتوان و پرانرژی و پرا از شور و هیجان است اعتماد به نفس فراوان دارد پیوسته حرف می زند از کاری به کار دیگری می پردازد و کمتر به خوابیدن نیاز پیدا می کند طرحها و نقشه های بلند پروازانه دارد و البته کمتر به عملی بودن آنها توجه دارد به جای شور و نشاطی که هنگام سرخوشی بهنجار به آدمی دست میدهد در رفتار کسی که شیدایی دارد برانگیختگی و تحریک پذیری وجود دارد طوری که آدمی را بیشتر به یاد خشم و خصومت می اندازد تا سرخوشی .
رفتار کسانی که در دوره های حاد شیدایی هستند یادآور اصطلاح ( تلاطم و خروج شیدایی ) است بسیار برانگیخته و بی قرار و پرجنب و جوش هستند . ساعتها بی وقفه راه می روند آواز می خوانند ، فریاد می زنند یا مشت به دیوار می کوبند . اگر اطرافیان آنها بخواهد آرامشان کند خشمگین می شوند و ممکن است دست به فحاشی بزنند . تکانه های خود را بسرعت عملی می کنند یا به زبان می آورند غالباً دچار گم گشتگی و پریشانی هستند و هذیانهای در مورد ثروت و قدرت و اقدامات عظیم دارند .
حالت دوم برعکس حالت اول است و در آن شخص احساس افسردگی می کند شیوع اختلالهای دو قطبی بالنسبه کم است در برابر 21% زنان بزرگسال و 13% مردان بزرگسال گرفتار افسردگی عمده می شوند کمتر از 2% این جمعیت بزرگسال به این اختلال دو قطبی گرفتار می آیند .
اختلال هول ( پاتیک) :
دوره ای از ترس یا ناراحتی شدید است که ابتدا و انتهای آن مشخص می باشد که اغلب با هراس همراه می باشد که علائم آن به صورت تپش قلب ، تعرق ، لرزش ، احساس خفگی ، درد سینه ، تهوع ، سرگیجه ، ترس از دیوانه شدن یا مردن ، مورمورشدن ، سرما و ... می باشد .
هراسهای بیمار گونه ( فوبیا ) :
فرد ترس مداوم و شدید از موقعیتها ی معین یا اشیاء خاص و یا مکانهای خاص دارد و انواع مختلفی مانند هراس اختصاصی ، جمعیت هراسی ، بازار هراسی و غیره دارد .
اختلال وسواس – اجباری :
وسواس عبارت است از : فکر ، احساس، اندیشه یا حسی عود کننده و مزاحم و اجبار نیز ، فکر یا رفتاری آگاهانه ، معیاروند و عود کننده است مانند : شمارش ، وارسی ، اجتناب ، شستشو و غیره که این افکار وسواسی باعث اضطراب و رفتارهای اجباری باعث کاهش اضطراب می شود .
اختلال فشار پس از آسیب :
مجموعه علائم که پس از مواجهه ( دیدن یا شنیدن ) با یک عامل فشار آسیب زای بی نهایت شدید برای فرد بوجود می آِد که فرد به صورت ترس و درماندگی به این تجربه پاسخ می دهد و واقعه را دائماً در ذهن خود مجسم می کند و در عین حال می خواهد از یادآوری آن اجتناب کند .
اختلال اضطربی فراگیر :
اضطراب و نگرانی مفرط در اکثر اوقات روز درباره چندین واقعه یا فعالیت طی یک دوره حداقل شش ماهه تعریف می شود .
اختلالات روان پریشانه (سایکوز ) :
اینگونه بیماران به صورت چشمگیر حس واقعیت سنجی آنان مختل می شود و فرد علی رغم داشتن توهم یا هذیان نسبت به بیماری خود بصیرت و آگاهی ندارد که انواع آن عبارتند از :
 اسکیزوفرنی :
فرد علائم هذیان ، توهم ، تکلم نابسامان ، رفتار نابسامان ، علائم منفی حداقل دوتای آن را به مدت 6 ماه یا بیشتر داشته باشد در صورتیکه علائم کمتر از 6 ماه باشد به آن اسکیزوفرنی فرم اطلاق می شود .
طبق بررسی و مطالعه درباره اسکیزوفرنی در ایران و آمار بدست آمده ، بیماران اغلب در سن 13 تا 50 سالگی بیمار شده اند و جنس مرد بیشتر از زنها بیمار شده اند ( طبق آمار بیمارستان روزبه )
در ایران نوع پارانوئید طبق آمار بدست آمده از بیمارستانها بیشتر بوده است این افراد از نظر وضع اقتصادی و فرهنگی در مضیقه بوده اند و روابط پدر و مادر در غلب این خانواده ها خوب نبوده است . بیشتر این اطفال تحت تکفل شخص دیگری غیر از پدر و مادر خود بوده اند .
بطور کلی در این خانواده ها تعداد اطفال زیاد بوده و تعداد اطفال توام با فقر مادی و فرهنگی مانع از رسیدگی پدر و مادر به طفل بوده اند اغلب این بیماران تحت ضرب و جرح توسط پدر و مادر یا خواهران و برادران خود بوده اند . 45% از این بیماران فاقد پدر و مادر بوده اند و تحت سرپرستی زن پدر یا عمو یا برادر بوده اند که اغلب این سرپرستها رفتار نامناسب داشته اند .
این افراد بیشتر در دوران کودکی گوشه گیر و حالت غیر عادی داشته اند کمتر در بازیهای دسته جمعی شرکت می کرده و انزا طلب بوده اند و اغلب مورد تحقیر قرار می گرفته اند در معاشرت و تفریح محدود بودند .
بیشتر اسکیزوفرنها در ایران بی سواد هستند و آنهائیکه تحصیلاتی داشته اند در امور تحصیلی پیشرفتی نکرده اند . طبق آمار از 216 بیمار مبتلا به اسکیزوفرنی 75 نفر یعنی 34/72 % تحصیلات آنها در حدود دیپلم یا کمتر از آن بوده است .
بیشتر بیماران پیدایش بیماری خود را مربوط به یک شکست می دانند که این شکستها مرگ پدر یا مادر ، فقر مالی ، شکست در عشق و ازدواج و شکست در تحصیلات بوده است و این ناراحتی ها باعث تعارض آنها گردیده است که این خود یکی از علل بروز بیماری است .
معدودی از اینها میل جنسی غیرطبیعی داشته اند و یا میل جنسی زور رس داشته اند . تعدادی از بیماران نعتاد به سیگار هستند که اغلب بعد از بیماری پیدا شده است و معدودی به الکل و تریاک و سایر مخدرات اعتیاد دارند .
اغلب این افراد در خانواده با کسی معاشرت نداشته و در اجتماع دوستی برای خود انتخاب نکرده اند عواطف این بیماران مختل شده و اظهار می دارند که پدر و مادر را دوست ندارند ، برعکس عده ای می گویند که پدر و مادرشان مظهر تمام خوبیها هستند در حالیکه باطناً رضایتی از آنها ندارند .
برای کم کردن تعداد بیماران روانی بایستی حتی المکان شرایط مادی و معنوی زندگانی سالم افراد اجتماع تامین گردد و گرنه با متدهای درمانی نمی توان توفیق کامل در معلجه بیماران روانی یافت .
با به کار بردن دقیق متدهای درمانی تعداد بهبود یافتگان از 50 تا 60% حتی تجاوز نموده اند و این رقم می رساند که دیگر اسکیزوفرنی به معنی دمانس زود رس که حتماً و صد در صد بسوی اختلال کلی مشاعر و حافظه و فهم و درک موضوعات منجر می شود نمی باشد بلکه یک نوع بیماری روانی است که اگر دقیقاً معلاجه گردد نتایج بسیار خوبی می دهد .
 گسیختگی ( اسکیزوافکتیو) :
در این بیماری فرد هم خصایص اختلال خلقی و هم خصایص اختلال روانپریشی را دارد .
 اختلال هذیانی :
اختلالی است که بیمار علامت غالبش عمدتاً یک هذیان ثابت است و سایر حوزه های کارکرد او مشکلی ندارد که انواع مختلفی مانند : بدگمانی (پارانوئید ) ، خودبزرگ بینی ، عاشقی ، حسادت و ... دارد .
 اختلال روانپریشی گذرا :
فرد در عرض یک روز تا حداکثر یک ماه به دنبال یک فشار شدید روانی ، اجتماعی ، حس واقعیت سنجی او مختل شده باشد .
اختلالات شبه جسمی :
این نوع اختلالات عبارتند از : نشانه های جسمانی که عارضه ای طبی را تداعی می کنند ولی با هیچ عارضه طبی یا مصرف موادی خاص یا اختلال روانی دیگر قابل توجیه نمی باشند که انواع مختلف آن عبارتند از : اختلال جسمی سازی ، اختلال تبدیلی ، خودبیمارانگاری ، اختلال بدریختی بدن ، اختلال درد
 اختلال جسمی سازی :
علائم مختلف جسمی متعدد است که با معاینات جسمانی و بررسی آزمایشات کافی قابل توجیه نمی باشد . به عبارت دیگر تبدیل شدن تجارب روانی به علائم جسمانی ، اختلال جسمی سازی گویند . چنین افرای برای چند سال متوالی دچار بیماری های جسمانی هستند ولی وقتی که پزشک آنها را مورد معاینه قرار دهد علت بدنی واضحی پیدا نمی کند .
برخی نشانه ها و علائم اختلال جسمی سازی شامل کمر درد ، سردرد ، درد مفصل و درد قفسه سینه است همچنین برخی مشکلات گوارشی از قبیل التهاب معده ، تهوع ، استفراغو اسهال نیز از دیگر علائم این اختلال به شمار می رود .
این علائم به طور طبیعی در نوجوانی شروع می شود و بیشتر بین خانها رایج است .
 اختلال تبدیلی :
یک یا چند نشانه عصبی ( فلجی ، کوری ، لنگیدن ، بی حسی ، غش کردن )که با یک اختلال طبی یا عصبی شناخته شده قابل توجیه نبوده و با عوامل روانشناختی و استرس شورع و تشدید شود و به عبارت بهتر علایم و نشانه های این اختلال حسی – حرکتی است نشانه های حسی شامل از دست دادن حس درد یا لامسه ، دوبینی ، کوری و کری است . علائم و نشانه های حرکتی شامل : ضعیف شدن تعادل و هماهنگ سازی ، فلج شدن ، مشکل در بلع یا تولی صدا است . برخی افراد به حملات قلبی ، صرع یا تشنج نیز دچار می شوند .
 خودبیمارانگاری :
خودبیمارانگاری یعنی اشتغال ذهنی بیمار با ترس از بیمار شدن یا اعتیاد وی مبنی بر ابتلا به یک بیماری جدی این یک نوع دل نگرانی همراه با ترس است یعنی شما باور می کنید که به یک نوع بیماری مبتلا هستید و نقش یک بیمار جسمی را بازی می کنید حتی پس از یک معاینه کامل و تشخیص ندادن اختلال بدنی یک ترس بدون دلیل از ادامه بیماری وجود دارد .
تغییر در میزان ضربان قلب ایجاد می شود افزایش تعریق و درد معده به عنوان یک دلیل روشن از این بیماری به شمار می رود . اغلب اشخاص خود بیمارانگار توقع بیش از حد از پزشک خود دارند و از تلاشهای پزشک برای سلامت خود فدردانی نمی کنند .
 اختلال بدریختی بدن :
اشتغال ذهنی اینگونه بیماران به نقص تخیلی ( بینی بدریخت ) یا تحریف مبلغه آمیز یک عیب خفیف و جزئی در ظاهر جسمانی است .
 اختلال درد :
اختلال درد شامل تجربه درد به مدت طولانی است و هیچ دلیل جسمی ، علت درد را آشکار نمی کند این اختلال همانند دردهای مزمن مفاصل نیست که اساس جسمی داشته باشد . اختلال درد به طور معمول بین 30 تا 50 سالگی شروع و به طور ناگهانی ظاهر می شود و پس از چند هفته یا چند ماه درد آن بدتر می شود . تداوم این اختلال در خانها دو برابر آقایان است .
افراد دچار این اختلال ممکن است کارشان را رها کنند و از یک پزشک به پزشک دیگر بروند و از روشهای زیادی برای از بین بردن دردشان استفاده کنند . این اختلال می تواند به استرس منجر شود .
در تمام اختلالات ذکر شده اختلال ناشی از مصرف مواد و اختلال ناشی از طبی عمومی نیز باید به آنها اضافه کرد .
افسردگی پس از زایمان :
افسردگی بعد از زایمان یک نوع بسیار معمول است این وضعیت نوع خفیف افسردگی است و از هر 10 مادر در 8 نفر از آنها طی چند روز پس از تولد نوزادشان رخ می دهد . وقتی که مادری از این وضعیت رنج ببرد معمولاً بسیار عاطفی است و بدون هیچ دلیل خاصی زیر گریه می زند .
مادران تازه کار اغلب حس اضطراب ، تنش و فرسودگی دارند و برای خوابیدن با مشکل مواجه هستند . دکترها فکر می کنند تغییرات سریعی که در سطح هورمونها حول و حوش وضع حمل رخ می دهد این وضعیت را باعث می شود ولی ممکن است عوامل دیگری هم وجود داشته باشد مانن تشنج عاطفی دوره وضع حمل و یا تغییرات جدی که تولد نوزاد با خود می تواند بوجود آورد .
تحریک احساسات بعد از زایمان تا حدی طبیعی است و انتظار می رود که رخ دهد . بسیاری از مادران پس از زایمان دچار احساس تشویش می شوند . افسردگی پس از زایمان نامی است که به نوعی افسردگی که در برخی موارد پس از وضع حمل زنان را مبتلا می نماید اطلاق می شود حدود یک زن از هر 10 زن این افسرگی را تجربه می نمایند .
این اختلال معمولاً در خلال یک ماهه نخست پس از وضع حمل آغاز می شود اما حتی می تواند تا 6 ماه بعد نیز ظهورش به تعویق افتد .
حداقل %60تا80% مادران پس از زایمان دچار گرفتگی خلق می شوند که نوعی افسردگی خفیف است و چند روز تا یک هفته پس از زایمان ادامه می یابد و لی هیچ گاه بیش از دو هفته طول نمی کشد .
اگر ناراحتی و تنگی خلق پس از دو هفته برطرف نشود ممکن است علت آن افسردگی بعد از زایمان باشد . 10% تا 20% از مادران پس از زایمان دچار تابلوی کامل بالینی افسردگی می شوند که ممکن است از دو هفته تا یک سال به طول انجامد .
احساس شعف از تولد نوزاد خیلی سریع از بین می رود و جای خود را به مسئولیتهای متعددی می دهد که بر عهده والدین است . مراقبت از نوزاد در عین حال که موجب خرسندی است ممکن است فشار زیادی برآنهایی که بخصوص برای اولین بار مادر شده اند وارد آورد .
بعضی خانها بیشتر از سایرین در معرض این اختلال هستند .
علائم افسردگی عبارتند از :
 بی خوابی
 تمایل به گریه یا اندوه شدید که تمام روز ادامه داشته باشد
 کاهش علاقه نسبت به انجام بسیاری از فعالتها
 اشکال در تمرکز حواس
 تغییر اشتها
 اضطراب
 اختلالات خلق و تحریک پذیری
 احساس گناه شدید
 حملات پاتیک که علائم آن عبارتند از افزایش تعداد ضربانات قلب ، سرگیجه ، منگی ، احساس وقوع یک اتفاق ناگوار
 افکار خودکشی
روانپریشی پس از زایمان :
خانها پس از زایمان کمتر به این مشکل کمتر دچار می شوند این وضعیت برای یک مادر از هر هزار زن رخ می دهد و این وضیعت سخت تر از افسردگی پس از وضع حمل است . این وضعیت معمولاً در یکی دو هفته بعد از وضع حمل یک مرتبه رخ می دهد و همراه با تغییرات رفتاری و روحی بسیار متشنجی است . زنانای که از این وضعیت رنج می برند بسیار متشنج و آشفته هستند و اغلب باورهای غیر عادی و ناراحت کننده درباره خود و یا نوزادشان دارند .

هیچ نظری موجود نیست: